تبليغاتX
مه هاباد قه لای جوانی -مهاباد-سابلاغ
سه شنبه ششم آذر 1386
به رغم زندگي پر فراز و نشيب مسعود بارزاني، رهبر حزب دمکرات کردستان عراق، وي هر بار که اخباري درباره وي منتشر مي‌شد، بلافاصله در رسانه‌ها ظاهر مي‌شد و درباره وضعيت خود توضيح مي‌داد و اين گونه بي‌خبري از وي تاکنون سابقه نداشته است....
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:21  توسط ماکوس  | 

سه شنبه ششم آذر 1386

بنا بر اين اخبار، مسعود بارزاني توسط يکي از محافظانش که جزو نيروهاي نفوذي «پ.ك.ك» بود، زخمي شده و سريعاً به بيمارستاني در اسرائيل منتقل مي‌گردد که مسئولان حزب و حکومت اقليم کردستان، در اطلاعيه‌اي عنوان كردند، مسعود بارزاني به خاطر ديداري ويژه، به خارج از کردستان رفته است.


ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:14  توسط ماکوس  | 

دوشنبه پنجم آذر 1386
یک شب که آسمان پولک های رنگینش را برسر آدمیان باراند.. و ناله های حسرتشان را نهان کرد... یک شب که بخچه ی کوچک مادر بزرگ عشق... در زیر خروارها خاک دفن گشت...
ادامه مطلب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:4  توسط ماکوس  | 

دوشنبه پنجم آذر 1386
در تاریکی نگا ههای دوران گم شده ام... در بستر یک مرداب خسته ... شبانه صیاد مرواریدها ی کف آنم... چه خیالی ... ز شبگردی خیالهای پریشان...پاها آماسیده...رنج من هر دم تازه...خستگی فراخ... خوابم زبیداری خالی...شب من گم شده در انتظار یک پیک... نیامده آن خوش خوان سحر.... زبیداد زمان...ترس فراق...من و مبهوت نگاههای غمگین سکوت... چشمان آن پیر اندیشه ی صبح... ماند در نگاه خورشید ...تا آن سوی غروب...مانده به راه تک سوار خوش خوان نگاه... دم آن پری چهره ی تک...آن سرو قامت ناز...آن گیسوطلای خنده به لب... خوش باد...تا به سحرخواند در بستر آن مرداب افسرده...سرود رهایی را... باز از روشنای فلک می آید دم آن مه روی نگاه...سپید قامتان آیند... ...نوای خوش رهایی... نوشته : ئه سرین

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:2  توسط ماکوس  |